لشکر فتنه به سردارِ علی تاخته استبس که در بازی برجام، به خود باخته استکینه از آیینه دارند و به دل مشتی سنگننگ بر آن همه تزویر و خیانت، صد ننگای حقیرانِ سیاست زده یِ غرب گداشرف و عزت خود را همه کردید فدا...؟! دشمن از سایه ی او جان و تنش می لرزید به چه قیمت؟ که دو روزی به حکومت برسیدبه خداوند که که بیچاره تر از خار و خسیدسخت از قاسم و از هیمنه اش می ترسیدچه کسی دیده که او تکیه به میزی بزند..؟یا پی پست و زر و جاه و مقامی بدود...؟ مردِ میدان عمل بود نه تزویر و ریا او سلیمان وطن بود سیاست زده هاشرمتان باد از آن دست به خون غلتیدهشرمتان باید از آن قدِّ ز هم پاشیده بی لیاقت تر از آنید کز او یاد کنیدبا حماقت دل کفار زمان شاد کنیدتوبه از غفلت خود کرده و بیدار شوید تا غباری به کف پای علمدار شوید-طعنه بر غیرت و اخلاص علمدار زدی؟طعنه بر قدرت میدان سپهدار زدیچند سالیست به برجام تهی می بالیسبد عزتت از سیب و گلابی خالیمتوسل نشو با کینه به هر رای و سخنحُرمتِ قاسمِ بی دستِ وطن را نشکنبا تب دیپلماسی لاف نزن یاوه نگوشرم کن از بدنِ بی سر و صدپاره ی او سالها در پی معشوق به میدان زده بودما در آرامش و او سینه به طوفان زده بود بود سربازِ وفادار حسین بن علی (ع)نه چو تو عاشق یک خنده ی وَندی و کِری تو چه می دانی از آن عشق که بی تابش کردتو چه می فهمی از آن جان که زر نابش کردتو دلت خوش به مدال آوری برجام استشاد از آن لحظه که با دستِ کَری دادی دستکرخه و شام و شلمچه حلب و کرببلامی شناسند همه سینه ی مجنونش راآرزو داشت که در راه ع
برچسب:
نویسنده: رادین سلیمانی
تاريخ: چهارشنبه
14 دی
1401 ساعت: 1:45